کدهاي قالب با منوي متحرک:
مریم حیدرزاده متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ شاعر و ترانهسرای ایرانی است . خانم حیدرزاده که بینایی خود را از دست داده ، در اواخر دههٔ ۷۰ با نوشتن شعرهایی به سبک محاورهای و با بهکارگیری کلمات ساده و روان شهرت یافت. وی دانشآموخته حقوق قضایی از دانشگاه تهران است . امروزه بسیاری از خوانندگان داخل ایران و خارج ایران از ترانههای او در آهنگ هایشان استفاده میکنند .
حدس
و حدس مي زنم شبي مرا جواب ميكني
و قصر كوچك دل مرا خراب ميكني
سر قرار عاشقي هميشه دير كرده اي
ولي براي رفتنت عجب شتاب ميكني
من از كنار پنجره تو را نگاه ميكنم
و تو به نامديگري مرا خطاب مي كني
چه ساده در ازاي يك نگاه پك و ماندني
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكني
به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام
تو كمتر از غريبه اي مرا حساب ميكني
و كاش گفته بودي از همان نگاه اولت
كه بعد من دوباره دوست انتخاب مي كني
********************
يك فكر ديگر
امشب تمام خويش را از غصه پرپر ميكنم
گلدان زرد ياد را با تو معطر ميكنم
تو رفته اي و رفتنت يك اتفاق ساده نيست
ناچار اين پرواز را اين بار باور ميكنم
يك عهد بستم با خودم وقتي بيايي پيش من
يه احترام رجعتت من ناز كمتر مي كنم
يك شب اگر گفتي برو ديگر ز دستت خسته ام
آن شب براي خلوتت يك فكر ديگر ميكنم
صحن نگاهت را به روي اشتياقم باز كن
من هم ضريح عشق را غرق كبوتر ميكنم
شعريست باغ چشم تو غرق سكوت و آرزو
يك روز من اين شعر را تا آخر از بر ميكنم
گر چه شكستي عهد را مثل غرور ترد من
اما چنان ديوانه ام كه با غمت سر ميكنم
زيبا خدا پشت و پناه چشمهاي عاشقت
با اشك و تكرار و دعا راه تو را تر ميكنم
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
كاش امشب عاشقی هم پا می گرفت
تشنگی هم طعم دریا می گرفت
كاش امشب كوچه های منتظر
یك سلام گرم از ما می گرفت
این سكوت تلخ . دنیای من است
كاش دستت . دست دنیا میگرفت
آسمان ابری ترین اندوه را
از دل سنگین شبها می گرفت
پنجره دلتنگ چشمی آشناست
كاش می شد عاشقی پا می گرفت

نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت

هر
کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت....هیچ ادایی جای اون نازواداتو نگرفت....پیش
هر نقاشی رفتم تورو نقاشی کنه،روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت . ولنتاین مبارک
عزیزم ولنتاین مبارک
امروز با غرورت باز هم مرا شکستی / با ناز و قهر و کینه مهرم ز دل گسستی / دانی که بی تو هیچم ای ماه بی مروت / باشد که بار دیگر قلب مرا شکستی
______________________________
دلم را پیش خود پایبند کردی / ولی گفتی تو یک دنیا دردی / غرورم را شکستی بی تفاوت / برو فکر کن همیشه خیلی مردی
______________________________
بسوزد دلت که سوزاندی دلم را / به ویرانی کشاندی منزلم را / فکندی زیر پا احساس و عشقم را / نکردی رحم، حتی بر غرورم
______________________________
شد بازیچه قلب صیورم / شکستی عاقبت بال غرورم / به آسانی گذشتی از کنارم / مثل دفتری کردی مرورم
______________________________
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای، من شکستم هر دو را / گفته بودم، از سکوتت، از غرورت خسته ام، به خاموشی مغرورانه ات شکستی تو مرا
______________________________
کاش غرورم را که در پستوی سادگیم پنهان بود می یافتی، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم
______________________________
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد
______________________________
بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق شوند، به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق
______________________________
قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قول ما جدا شدیم آخر کار
گل مغرور قشنگم من فراموشت نکردم
بی تو اینجا رو نمیخوام میرم و برنمیگردم
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
حلول ماه محرم و شهادت مظلومانه امام حسين (ع) را به تمام مسلمين جهان تسليت عرض مي نمايم .
عالم همه قطره و دریاست حسین ،
خوبان همه بنده و مولاست حسين،
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ،
از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته دردل باقی ماند
حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد
حرفهای نا تمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند
ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده
به تکاپو می افتی ....در غربت بیابان و در کوچ شبانه پرستوها
در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردیژ
دیر شده خیلی دیر
هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردایی وجود ندارد
سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی
و یا شاید نمی فهمیدی
امروز حقیقت را باور می کنی....
اما افسوس که زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده

عاقبت باید رفت
عاقبت باید گفت
با لبی شاد و دلی غرقه به خون
كه خداحافظ تو . . .
گر چه تلخ است ولی باید این جام محبت بشكست
گرچه تلخ است ولی باید این رشته الفت بگسست
باید از كوی تو رفت
دانم از داغ دلم بی خبری
و ندانی كه كدام جام شكست
كه كدام رشته گسست
گرچه تلخ است پس از رفتن تو خو نمودن به غم و تنهایی
عاقبت باید رفت
عاقبت باید گفت
با لبی شاد و دلی غرقه به خون
كه خداحافظ تو . .
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
به روايت افسانهها روزي شيطان همه جا جار زد
كه قصد دارد از كار خود دست بكشد
و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت
اين وسايل شامل خودپرستي ، شهوت ، نفرت ، خشم ، آز
حسادت ، قدرتطلبي و ديگر شرارتها بود
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر ميرسيد
بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد
كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست ؟
شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگي است
آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است ؟
شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد:
چون اين مؤثرترين وسيله ی من است
هرگاه ساير ابزارم بياثر ميشوند
فقط با اين وسيله ميتوانم در قلب انسانها رخنه كنم
و كاري را به انجام برسانم
اگر فقط موفق شوم كسي را
به احساس نوميدي ، دلسردی و اندوه وا دارم
ميتوانم با او هر آنچه ميخواهم بكنم . . .
من اين وسيله را در مورد تمامي انسانها به كار بردهام
به همين دليل اين قدر كهنه است !
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
وقتی ستاره ها رو میبینم دلم می خواد یکی از اونا مال من باشه...
بعضیا می گن هر ادمی یه ستاره داره" من واقعا ارزو می کنم حقیقت داشته باشه که منم یه ستاره داشته باشم که با من دنیا بیاد وبا من زندگی کنه![]()
![]()
احساس میکنم ستاره ها خیلی مهربونن چون وقتی همه جا تاریک میشه
اونا بیدار می مونن ودنیای تاریک ما رو روشن میکنن ... کاش ما هم یه کم از ستاره ها یاد می گرفتیم ودنیای بعضیا رو کمی روشن تر می کردیم![]()
![]()
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
همچو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ نا پیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
مرا ذره ذره درون قصه های خوش آب کردند
رویای بودن را برایم خواب دیدند
لحظه هایم را از من گرفتند
و در برابرش ساعت بی کوک روزگار را به من هدیه دادند
اشک را در چشمانم ستودند و خنده هایم را سرکوب کردند
فریاد را در سینه ام پنهان کردند و سکوت را از من ربودند
آزادی ام را در قفس معنا کردند
آری آن ها مرا محکوم به زندگی کردند
و هرگز از من نپرسیدند که غم هایت چیست؟
مرا به بند زندگی کشیدند و هرگز نپرسیدند که دردهایت چیست؟
نپرسیدند که سبب آنهمه اشک هایت کیست؟
آنها مرا محکوم به زندگی کردند و رفتند
رفتند تا بدانم که "هیچ کجا" همینجاست
که بفهمم"هیچ کس" ادمهایی هستند که شاید هم نیستند
تا بدانم زندگی این است...همین!
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
بی نگاه تابلوی چشمت
سایه بغض سکوتم شکست
فریاد زدم
بی تو هرگز
بی تو هرگز
دوستت دارم
تا آغوش گرم خدا
صله رحم
ما در کنار جاده بی برگشتی
دل شکسته نشسته بودیم
هوا سبز بود ... دری باز نشد
زرد شد ... دری باز نشد
سپید شد و ما سردمان شد !
فریاد زدیم ای هم تباران
در را باز کنید
درها همه بسته !
پشت درها همه نگاهها سرد و خسته
ما نشستیم و نشستیم و نشستیم
دری باز نشد
پیر شدیم و دری باز نشد
حالیا که دیگر هیچ رنگی
موی سپیدمان را نمی پوشاند
و هیچ دیداری دل شکسته مان را
التیام نمی بخشد
به ما بگویید ای هم خونان هزار غریبه
و هزار آشنا
شما که تنهاتر از ما بودید
چرا برای یک بار هم که شده
صله رحم را برای ما معنا نکردید
چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت

مدتی است که دلم گرفته است صدایم لرزان شده است چیزی در گلویم به صفحه ی قلبم میکوبد و میگوید:
اشک بریز...اشک بریز
رفته بودم سر حوض تا ببینم عکس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود...
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت

در ماتم یاس کبود آسمان هم تپید
آن قد چون سرو علی چو کمانی خمید
آن فاتح خیبر وخندق سرا پا وجود
چون شمع بسوخت وبس ناله وافغان کشید
آن شاخه یاس نبی بین دیوار ودر
فریاد یابن الحسنش عرش اعلا رسید
آن کوثر حق که عطا کرده برنبی
آماج غلاف ولگد شد بدستی پلید
از ضربه دست عدو در شگفتم چنین
هم محسن نو گل او پشت در شد شهید
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
شهادت حضرت زهرا علیها السلام را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان " عج "و
شما دوستان عزیز تسلیت عرض می کنم .
التماس دعا
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت

چقدر سخت است منتظر کسی باشی
که هیچ وقت فکر آمدن نیست!!!
*************************
بذاز خيال كنم هنوز ترانه هامو مي شنوي
هنوز هوامو داري و هنوز صدامو مي شنوي
بذار خيال كنم هنوز يه لحظه از نيازتم
اگه تموم قصه مون هنوز ترانه سازتم
بذار خيال كنم هنوز پر از تب وتاب مني
روزا به فكر ديدنم شبا پر از خواب مني
بذاز خيال كنم تو دل تنگيات
غروب كه مي شه ياد من مي يفتي
تويي كه قصه طلوع عشق
گفتي و دوست دارم و نگفتي
بذار خيال كنم منم اون كه دلت تنگ براش
اوني كه وقتي تنهايي پر مي شي از خاطره هاش
اون كه هنوز دوسش داري
اون كه هنوز همنفس
بذاز خيال كنم منم اوني كه بودنش بسه
دوباره فال حافظ ودوباره توي فالمي
بذار خيال كنم بذار اگر چه بي خيالمي
بذاز خيال كنم تو دل تنگيات
غروب كه مي شه ياد من مي يفتي
تويي كه قصه طلوع عشق
گفتي و دوست دارم و نگفتي
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت

چون جمعه پاییز دلم میگیرد![]()
دیروز به چشمان تو گفتم که برو![]()
امروز دلم بهانه ات میگیرد![]()
روزم چون شب و شبم چون شبی بیمار است
قلبم تابناک و لبریز از ندانستن هایم
هوا هوای غم است
هولناکترین فاجعه در راه است
بادبانهارا بکشید لنگرهارا بردارید
چه فرق میکند همه جا شب است
فردا صبح هم شب است
پس حرکت خواهیم کرد
من با سرزمین های دوردست آشنایم
باید رفت...... باید رفت.............
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت

دوستان عزیزم پیشاپیش فرا رسیدن نوروز باستانی رو بهتون تبریک می گم.
عید اومده عید اومده بهـــــــــــــــــــــــــــاره![]()
انشالله سال خوب و خوش و سلامتی رو همراه با شادی و نشاط شروع کنید.![]()
پیشاپیش مرگ قابل پسش بینیه جوان نا کام آقای گاو رو تسلیت میگم
مواظب خودتون باشید.
شیرینی و آجیلم زیاد نخورینااااااااااااااااااااااااا![]()
عــــــــــــــیدتون مبارکـــــــــــــــ![]()
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
![]()
باز هفت سين سرور، ماهي و تنگ بلور، سكه و سبزه و آب، باز نوروز سعيد، باز هم سال جديد، باز هم شادي عيد، باز باران بهار، باز اسفند و گلاب، باز آن سوداي ناب، كور باد چشم حسود، باز تكرار دعا، يا مقلب القلوب، يا مدبر النهار، حال ما گردان تو خوب، راه ما گردان تو راست.نرم نرمك ميرسد اينك بهار.خوش به حال روزگار.
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
درد
کوچکی نیست
تمام باور هایت را
در موضع گیسوان یک جنگل
با نعره ای قاطعانه
درحوصله ی خزان خلاصه
کنند
اما من
باتمام بی دل بودنم
هنوزم هم
بی قرارم

نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت

دورم ز تو اي خسته ي خوبان چه نويسم
من مرغ اسيرم به عزيزم چه نويسم
![]()
ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد
با آن دل گريان به عزيزم چه نويسم

نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
|
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت

الو؟
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين
شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما
که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده
هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من
است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي
من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد
دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي
خودت
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت

به آرزوی دیدنت تا خودآسمون میرم ابرارو آتیش میزنم چشمای ماه و میگیرم
رو شونههای عطر تو خورشید و پر پر میکنم میون پرسههای شب عشق تو باور میکنم
هنوز تو اینهٔ چشات شرم گلهای مریمه با تو حریم لحظه هام غرق نسیم و شبنمه
نگاه ناز تو مثل یه معبد مقدسه تو که نباشی عشق من دنیا به آخر میرسه
دستتو میگیرم بمون، من بی تو میمیرم بمون!
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
جاده ي قلب مرا رهگذري نيست كه نيست
جز غبار غم و اندوه در آن همسفري نيست كه نيست
آن چنان خيمه زده بر دل من سايه ي درد
كه در او از مه شادي اثري نيست كه نيست
شايد اين قسمت من بود كه بي كس باشم
كه به جز سايه مرا با خبري نيست كه نيست
اين دل خسته زماني پر پروازي داشت
حال از جور زمان بال و پري نيست كه نيست
بس كه تنهايم و يار دگر نيست مرا
بعد مرگ دل من چشم تري نيست كه نيست
شب تاريك ، شده حاكم چشم و دل من
با من شب زده حتي سحري نيست كه نيست
كامم از زهر زمانه همه تلخ است چنان
كه به شيريني مرگم شكري نيست كه نيست
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
فرا رسيدن ماه محرم ، ماه پيروزي خون بر شمشير را بر عاشقان آن حضرت تسليت عرض مي کنم.

لایق شهادت
فرزند زهرا عشق پیغمبر تو بودی
مرد خدا عباس را یاور تو بودی
ای شیر میدانها امام من حسینم
بر زینب زهرا تو یک غمخوار بودی
تو شاهد ظلم یزیدان بودی و بس
تو حامیه حق وحقیقت بودی وبس
با ان همه ........رنجی که بردی
تو لایق شهد شهادت بودی وبس
نوشته شده توسط مینا در ساعت موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
فهرست اصلي
دوستان
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY