تبليغاتX
شعرهای زیبا و خواندنی در دفتر خاطرات

شعرهای زیبا و خواندنی در دفتر خاطرات

خداحافظ همین حالا

همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام 

خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

 

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست                                         

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده ست 

خداحافظ واسه اینکه نبندیم دل به رویاها

بدونیم بی تو و باتو همینه رسم این دنیا

 

خداحافظ ،همین حالا ،خداحافظ

 

 

 

 

زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست

       هركسي نغمه خود خواند و از صحنه رود

                      صحنه پيوسته به جاست

                              خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد..

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


 
خوشا به حال مردم با صفا

خوشا به حال آنان که از مال فارغند زیرا که وارسته اند.

خوشا به حال آنان که درد خویش را به یاد دارند..و در آن سرمستی خویش را میجویند..

خوشا به حال آنان که گرسنه حقیقت و زیباییند...زیرا گرسنگیشان نان می آورد..و تشنگیشان آب گوارا.

خوشا به حال آنان که مهربانند...زیرا با همان مهربانی خویش تسلا می یابند..

خوشا به حال آنان که دلی پاک دارند..زیرا با خدا یگانه می شوند.

خوشا به حال بخشایندگان...زیرا بخشش را نصیب می برند.خوشا به حال صلح دهنگان..زیرا روحشان بر فراز جنگ ساکن می شود..و خود زمین بایر را گلستان میکند

خوشا به حال آنان که تعقیب میشوند..زیرا بادپا می شوند و بال و پر در میآورند..

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


        ائندی گوزوموزه حسرتین چنی

               هیجران یامان یئرده حاقلادی منی

          بو کدر یاغیشی آیریلیق گونو

               الویداع دئمیرم،گوروشه جه ییک...

          ایندی آغلاییریق بیز ایچین ایچین،

               سونو گله جک می بو غملی کوچون؟

          هله لیک دئییرم،تسلی اوچون،

               الویداع دئمیرم،گوروشه جه ییک.

          بو غمین الینده،سولا بیلمه ریک،

               بیر باشقا سئوگی ده یانا بیلمه ریک،

          من سن سیز،سن من سیز قالا بیلمه ریک

               الویداع دئمیرم،گوروشه جه ییک.

          گلدی بو آیریلیق درد،قادا کیمی،

               باتدیق غم گولونده بیر آدا کیمی،

          سون بیر نغمه کیمی،سون نیدا کیمی

               الویداع دئمیرم،گوروشه جه ییک.

          قالاندیم محبت اوجاغینا من،

               نه دئییم سئوگی نین بو چاغینا من؟

          بو عیناد حسرتین آجیغینا من،

               الویداع دئمیرم،گوروشه جه ییک.

 

                                                             نصرت کسمنلی

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


«زخم»
من با زخم زبون هات رفیقم
مرهم بذار با حرفات، رو زخم عمیقم
با توام که داری به گریه م می خندی
کاش بیای و به من دل ببندی
تنها بودن یه کابوس شومه عزیزم
کار دل نباشی تمومه عزیزم
«رفیق من»
رفیق من، سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا، که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه، چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی
پیر شدم، پیر تو ای جوونی
تنهایی بی سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
 موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچ کس نیومد
 به تنهائیت سری نزد
اما تو کوه درد باش
 طاقت بیار و مرد باش...
اگر بیای همون جوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بی خوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید
نوشته شده ساعت توسط مینا| |


آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد .

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد .

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد .

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس .

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


 

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزكیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش كار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طا قت برای تحمل شكست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداكاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك

ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترك

    

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


اني بعثت لاتم مكارم الاخلاق

من مبعوث شدم تا اخلاق نيك را بر پا دارم

عيد مبعث ، بعثت پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي صلوات الله عليه مبارك باد

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


 

رنج تلخ است ولی وقتی آن را به " تنهایی "  می کشیم تا دوست را به یاری نخوانیم برای او کاری می کنیم

 

واین خود دل را شکیبا می کند .

 

طعم توفیق را می چشاند و چه تلخ است لذت را" تنها " بردن .

 

وچه زشت است زیبایی ها را" تنها " دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است...

 

" تنها " خوشبخت بودن در بهشت .

 

"تنها " بودن سخت تر از کویر است .

 

در بهار هرنسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی " را در سرت زنده می کند .

 

" تنها " خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور ونیمه تمام است .

 

" تنها " بودن ... بودنی نیمه تمام است ومن برای نخستین بار در هستی ام رنج " تنهایی " را احساس

کردم .

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد             

                دل رميده ما را انيس و مونس شد


نگار من �كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
        

                  بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد


ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا
     

                 فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد


بصدر مصطبه ام می نشاند ا�كنون دوست
  

               گدای شهر نگه ك�ن كه مير مجلس شد


طربسرای محبت كنون شود معمور
  

                  كه طاق ابروی يار منش مهندس شد


لب از ترشح می پاك كن برای خدا
  

                    كه خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
 

كرشمه تو شرابی به عارفان پيمود        

                  كه علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
 

چو زر عزيز وجودست شعر من آری    

                        قبول دولتيان  كيميای اين مس شد
 

خيال آب خضر بست و جام �يخسرو      

               بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
 

زراه ميكده ياران عنان بگردانيد        

                 چرا كه حافظ از اين راه برفت و مفلس شد

 

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


زني هنگام بيرون آمدن از خانه , سه پيرمرد با ريش هاي بلند سفيد را ديد

که جلوي در نشسته اند. زن گفت:هر چه فکر مي کنم شما را نمي شناسم؛

اما بايد گرسنه باشيد. لطفا" بيايد تو و چيزي بخوريد.
آنها پرسيدند: آيا همسرت در خانه است؟ زن گفت: نه 

 آنها گفتند: پس ما نمي توانيم بياييم
غروب، وقتي مرد به خانه آمد، زنش براي او تعريف کرد که چه اتفاقي افتاده است

 مرد گفت: برو به آنها بگو من خانه هستم و دعوتشان کن
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد.

اما آنها گفتند: ما نمي توانيم باهمديگر وارد خانه بشويم

زن پرسيد: چرا؟ يکي از پيرمردها در حالي که به دوست ديگرش اشاره مي کرد،

 گفت: اسم اين ثروت است و سپس به پيرمرد ديگر رو کرد

و گفت: اين يکي موفقيت و اسم من هم عشق.
برو به همسرت بگو که فقط يکي از ما را براي حضور در خانه انتخاب کند.
زن رفت و آنچه اتفاق افتاده بود را تعريف کرد. شوهر خوشحال شد 

 گفت: چه خوب!! اين يه موقعيت عاليست . ثروت را دعوت مي کنيم

بگذار بيايد و خانه را لبريز کند!
زن که با انتخاب شوهرش مخالف بود، گفت: عزيزم! چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟

دختر خانواده که از آن سوي خانه به حرفهاي آنها گوش مي داد،

نزديک آمد و پيشنهاد داد: بهتر نيست عشق را دعوت کنيم تا خانه را از وجود خود پر کند؟ شوهر به همسرش گفت: بگذار به حرف دخترمان گوش کنيم

پس برو بيرون و عشق را دعوت کن.
زن بيرون رفت و به پيرمردها گفت: آن که نامش عشق است ،

بيايد و مهمان ما شود. در حالي که عشق قدم زنان به سوي خانه مي رفت،

دو پيرمرد ديگر هم دنبال او راه افتادند.

زن با تعجب به ثروت و موفقيت گفت: من فقط عشق را دعوت کردم،

 شما چرا مي آييد؟
اين بار پيرمردها با هم پاسخ دادند: اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت کرده بوديد،

 دو تاي ديگر بيرون مي ماندند،

اما شما عشق را دعوت کرديد، هر کجا او برود،

ما هم با او مي رويم.

هر کجا عشق باشد، ثروت و موفقيت هم هست

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


نوشته شده ساعت توسط مینا| |


امام کاظم عليه السلام

چشم گردون در عزاى موسى جعفر گريست ديده خورشيد بر آن ماه خوش منظر گريست
گرچه او پروانه حق بود اما همچو شمع در مناجاتش ز هجر دوست پا تا سر گريست
ژرف زندان بهر او معراج قرب دوست بود عاشق صادق ز هجران رخ دلبر گريست
گه به ياد مادرش زهرا فغان از دل كشيد گاه بر مظلومى شير خدا حيدر گريست
ديده عشاق از داغ امام عاشقان در دل صحراى غم يك آسمان اختر گريست
حضرت معصومه زين ماتم فغان از دل كشيد در مدينه از غم مرگ پدر دختر گريست
در عزاى ناخداى فلك تسليم و رضا پور دلبندش رضا در موج غم گوهر گريست
«حافظى» شمع وجودت آب شد از اين الم آتشين طبعت ز نوك خامه بر دفتر گريست

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


سال‌هاست که در انتظار دیدن جمالت، چشم انتظاریم. به هر گلی که می‌رسیم، بوی تو را در آن جست و جو می‌کنیم. در کوچه پس کوچه‌های عشق به دنبال معشوق می‌گردیم تا شاید نشانی تو بیابیم و بتوانیم گرمای وجودت را با تمام وجودمان حس کنیم. چه زیباست لحظه‌ی وصال! یا صاحب الزمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجک‌الشریف! قلبم آکنده از عشق به شماست، ولی اعمالم، چیز دیگری می‌گویند. شنیده‌ام که اندرون قلب مرا می‌بینی و گرچه اعمالم باعث آزردگی خاطر شماست ولی عشق به وصال وجود نازنینت، مرا به زندگی و آینده امیدوار می‌کند.
در آن نفـس کـه بمـیرم در آرزوی تو باشم    بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
قلم ناتوان است از حس و نگارش عشقی که خودم هم نمی‌توانم آن را بیان کنم.
مولای من! آن زمان که در جست و جوی شما آواره‌ی کوی و برزن هستم تا نشانی از تو بیابم، وقتی به در خیمه می‌رسم، متوجّه می‌شوم که من نیز مانند آن مرد صابونی، غرق در پستی‌هایی هستم که مانع رسیدن به وصال محبوب است.
هنگامی که به درون خود و به فطرت اولیه‌ی خویش که خداوند در نهاد همه گذاشته مراجعه می‌کنم، با چشم دل آثار و برکات شما را به خوبی می‌بینم و بارقه‌های امید در وجودم شعله‌ور می‌شود.
بهشـت عـدن اگر خـواهی بیا با ما به میخانه           که از روی خمت سوزی به حوض کوثر اندازیم
آری، جهت رسیدن به کمال عظمای الهی باید به در خانه رفت. باید خانه را پیدا کرد و در مسیر رسیدن، از سختی‌ها و نا ملایمات نترسید.
در بیابان گـر به شـوق کعبه خواهی زد قـدم            سـرزنش‌ها گـر کـند خـار مـغـیلان غـم مخـور
نوشته شده ساعت توسط مینا| |


الله اکبر چه کرمی چه لطفی !!!

 به نازم خدایی را که با این همه نافرمانی بازهم از ما رو بر نمی گرداند

بیایید شکر نعمت هایش را نه! بلکه حداقل جواب معرفتش را بدهیم.

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


نوشته شده ساعت توسط مینا| |


درساحل بی قراری هایم چادرمی زنم

سجاده ی نیازم راپهن می کنم

تنهایی ام رابه خاطرمی اورم

بغضم رامی شکنم وفریادمی زنم

تودیگرمراتنهانگذار...

تشنه ی حتی ذره ای نگاه

به آب های روان دریامی نگرم

عطشم شعله می کشد

دربی کرانه ترین افق ها.من تنهاترینم

لختی نور تنهااندکی مهربه من ببخش!

تاباورکنم.تاایمان بیاورم

تامهریقینم رابرخاطرنگرانم بزنم.

اشک درون نگاهم بازی می کند.

اجازه می خواهدتافرودآید

حتی قاصدک تاب شنیدن رازم راندارد

دراین تنهایی وغربت بی وفا

تودیگرمراتنهانگذار...

سجاده ام زمین ومهرم آسمان است.

درتلاطم دریای درونم غرق می شوم

وبه طوفان ومدبی اشاره ات می نگرم.

انگشتانم دردستان توست

واکنون ایمانم رابه دل پل می زنم

ودرآغوش گرمت فریادمی زنم

که خدایی هست! که آغوشی هست!

وسربی دغدغه وسبکبالم رابرزمین می گذارم

وآرام زمزمه می کنم:

اشهدان لااله الاا...

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


  دوباره شب.......

             

             دوباره خواب.........

 

                      دوباره رویا..........

 

بازم شب شد همه جا تاریک تاریک هیچ صدایی شنیده نمی شه جز......

 

جز صدای قلبم....قلبی که همه ی تپش هاش با هر تپش کوچک قلب تو اغاز می شه....

 

همه خوابن....همه توی خواب رویا می بینن.......من اما بیدارم...توی بیداری رویا می بینم...

 

رنگی ترین رویا قشنگ ترین رویا همه چیز دنیا چشمهای توء...

 

همه ی چیز های قشنگ دنیا ....توی یه قطره اشک توء

 

من حتی تو رو توی خوابم نمی بینم...سخته واسه من...خیلی سخته ....

 

می ترسم بخوابم...این رویارو هم از دست بدم....

 

بیدار می مونم تا خود صبح....نه...اونقدر بیدار می مونم تا تو بیای ...

 

تا بیا ی ...رویاهام واقعی بشن...

 

  رنگی ترین رویا........

 

           واقعی ترین رویا.......                            

 

                               من و تو.......!!!

 

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


خدا از من پرسيد: دوست داري با من مصاحبه كني؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشيد.
خدا لبخندي زد و پاسخ داد:
زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟
من سؤال كردم: چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي‌كند؟
خدا جواب داد....
اينكه از دوران كودكي خود خسته مي‌شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند.
اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي‌دهند و سپس پول خود را خرج مي‌كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند.
اينكه با نگراني به آينده فكر مي‌كنند و حال خود را فراموش مي‌كنند به گونه‌اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي‌كنند.
اينكه به گونه‌اي زندگي مي‌كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه‌اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته‌اند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سكوت گذشت....
سپس من سؤال كردم:
به عنوان پرودگار، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟
خدا پاسخ داد:
اينكه ياد بگيرند نمي‌توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي‌توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند.
اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند.
اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند.
اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي‌برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند.
ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين‌ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است.
اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي‌دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند.
اينكه ياد بگيرند دو نفر مي‌توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند.
اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند.
باافتادگي خطاب به خدا گفتم:
از وقتي كه به من داديد سپاسگذارم
و افزودم: چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشيد آنها بدانند؟
خدا لبخندي زد و گفت...

                        فقط اينكه بدانند من اينجا هستم هميشه

 **********************************

خدايا :
               به من زيستي عطا کن که در لحظه ي مرگ

               بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم

               و مردني عطا کن که بر بيهودگي اش سوگوار نباشم

               بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم

               اما آنچنان که تو دوست داري

               چگونه زيستن را تو به من بياموز

               چگونه مردن را خود خواهم آموخت            **دکتر علي شريعتي**

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


کورد پاتوق پر بازدیدترین وبلاگ در ایران

معرفت درر  گرانیست  به هرکس ندهند ش

پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش

 

 

تو در جان منی من غم ندارم

تو ایمان منی من کم ندارم

اگر درمان تویی دردم فزون باد

وگر معشوقه ای سهمم جنون باد

تویی تنها تویی تو علت من

تو بخشاینده ی بی منت من

صدایم کن صدای تو ترانه ست

کلامت آیه هایی عاشقانه ست

تو را من سجده سجده می پرستم

که سر بر خاک بر زانو نشستم

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


 

خانه اي ساخته ام: سايبانش همه عشق , زير پا فرش غرور وحصارش همه تکرار صفا , من در اين دير پر از مهر و وفا لطف ديدار تو را ميطلبم

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

در مقابل کسی که معنی پرواز را نمی داند هر چی بیشتر اوج بگیری خودت رو کوچیک تر کردی

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه

پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله"

 ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي کنم.
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم

رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش

يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

عشق یعنی پاکی و صدق و صفا خود شناسی حق شناسی

 از وفا

عشق یعنی دور بودن از خطا بنده بودن خلوت دل با خدا

عشق یعنی نفس را گردن زدن پاک و طاهر گشتن روح و بدن

عشق یعنی صیقل زنگار دل دیدن اسرار غیب در جام دل

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت

فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر

 عشق نيست صدقه است.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

حقيقت نه با شنا کردن بلکه با غرق شدن کشف

 مي شود شنا کردن حادثه ايست که در سطح اتفاق

مي افتد غرق شدن تو را به اعماق بي انتها مي برد

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اگر نميتواني بالا بري پس سيب باش تا با افتادنت

انديشه اي بالا رود.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و

 موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:

آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي

نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگي از

با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست
                                             
دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند
                                                   
بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

وقتی خدا تو رو به لبه پرتگاهی می بره بهش اعتماد کن یا از پشت

میگیردت یا بهت پرواز کردن رو یاد میده.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

|زندگی هدیه خداوند به توست و شیوه زندگی تو ٬هدیه تو به خدا وند است.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

بزرگترین درسی که از زندگی اموختم  ٬این بود که شاید انچه را که

 امروز داریم ارزوی فردایمان باشد.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

ارام باش٬ تفکر کن ٬ سپس استینها را بالا بزن ٬ انوقت دستان خدا را

میبینی که زود تر از تو دست به کار شده اند.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

همیشه حرف نگفته را میتوان گفت ولی حرف گفته را نمیتوان پس گرفت.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اميد،درماني است كه شفا نمي دهد،ولي كمك مي كند تا درد ها را تحمل كنيم/

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

بهترين مترجم كسي است كه سكوت ديگران را ترجمه كند

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

هیچ کس از قاعده بخشندگی مستثنا نیست حتی خسیسترین مردم ،چون با

خساست خود درس عبرت بر ما میبخشند

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

به یاد داشته باشم که برای هر قفلی کلیدی است بنابراین مطمئن باشید هر

 مشکلی راه حلی دارد فقط اراده و هوشیاری میخواهد که ان راه را یافت

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

همه میگویند حق با اکثریت است ولی اگر توجه کرده باشید در جوامع

 این اقلیت  (ثروتمندان) هستند که داریا حق هستند و اکثرا حکومتها در

 اختیار انان است پس حق با اقلیت است نه با اکثریت

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


طرز تهیه کیک ازدواج

 

 موارد لازم

  1. چند قاشق بزرگ تفاهم
  2. یک فنجان مدارا
  3. نصف فنجان سعه صدر
  4. سه قاشق مربا خوری شکیبایی
  5. مقداری پودر تسامح مخلوط با پودر گذشت
  6. نصف فنجان صمیمیت
  7. چهار قاشق غذا خوری محبت
  8. چند دانه درشت وفاداری
  9. یک پیمانه حسن نیت
  10. مقدار لازم پودر نرم عشق همراه با گرد دلدادگی
  11. نیم کبلو احترام متقابل

     ابتدا مواد محبت و عشق و دلدادگی و صمیمیت رو با هم مخلوط کنید

 و خوب هم زنید بعد ادویه شور و شوق را همراه نمک عطوفت را روی

 مخلوط بریزید و خوب به هم بزنید تا مخلوط خوش چاشنی باشد بک فنجان

 مدارا و نصف فنجان سعه صدر را به مخلوط اضافه کنید و سه قاشق

 مرباخوری شکیبایی را نیز به ان بیافزایید و گرد دلدادگی را روی مخلوط

بریزید با همزن مهربونی همشون بزنید تا به رنگ طلایی رویا دراید

 برای تزیین کیکتان روی کیکتان میتوانید پودر احترام متقابل  و مایع رنگی

حسن نیت همرا ه با مواد معطر و همراه خوش قولی استفاده کنید

حالا کیک اماده استفاده است و میتوانید این کیک دو نفره رو با همسرتان

 برای عمری صدو بیست ساله  دو نفری نوش جان بفرمایید از مزه شیرین

 ان لذت ببرید .

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


توي قاب سرد اين آينه‌ها، تصوير آدمکی، شکسته بود.

آدمک خسته و غمگين و سياه، روبروي آينه نشسته بود.

 تو چشاش، ابراي بارون زده‌ي تلخ و سياه،

رو لباش، قصه‌ی دلتنگي تو، قصه‌ی دلتنگي ما، نشسته بود.

کی با دشنه‌هاي کين، کی با داس عشق و دين،

بريده ريشه‌هاي، اين آدمک رو از زمين؟

واسه اين آدمک شهر گناه، آسمون ، رنگ رهايی رو نداشت.

قفس تيره و تاريکه زمين، واسه‌ي آدمکم جايی نداشت.... 

بي‌اراده متولد مي‌شويم. بي‌اختيار زندگي مي‌كنيم. بدون اينكه بخواهيم مي‌ميريم. داريم زندگي مي كنيم و نمي‌تونيم در تولد و مرگ دخالتي داشته باشيم، اما بياييد آنطور كه دوست داريم ديگران را دوست داشته باشيم تا وقتي كه براي هميشه مي‌رويم خاطرمان در ذهنها و خاطره ‌ها باقي بمونه... بياييد دلي رانشكنيم تا نشكنند دلمان را

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


من از نسل عشق های آتش گرفته ام

از نسل مردمان درد

از نسل زندگی

که از بذر عاطفه ای قد کشیده ام

من در سرزمین های شرقی با آفتاب طلوع کرده ام و طعم باران را با احساس پنج گانه ام چشیده ام.

من با بادها به دنیا آمده ام و با بادها می میرم و ایمان همزاد من است که با من به دنیا

آمده و با من نمی میرد.

من تمام کودکیم ازعطر شب بوها گیج بوده ام زیر درختان سبز رویا بافته ام وهمه دشتهای خیال را دویده ام.

من جوانیم را در کوچه باغی که نگاهم در راه خاکی آن گم شده است جا گذاشته ام و

یکباره به میان سالی رسیده ام.

من تمام خودم را در خودم یافته ام و هنوز از خودم هزار سال نوری فاصله دارم.

من روز هایم را در تنهایی و سکوت گذرانده ام وشب ها خواب نیلوفر های سر گردان را دیده ام.

من راز گل ها را می دانم و از بهار هزار خاطره دارم.

من سال هاست که عاشقم.

درست از روزی که مادرم سیب را گاز زد و  پدرم گندم را عصیان نمود من عاشق شدم.

و سالهاست که هبوط پدرم را درد می کشم

و عمریست که زندگی می کنم

و عشق می سوزانم.

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


دلمان شاد ز یکرنگی خویش

آن زمان یادت هست
روزگاری خوش بود
زندگی زیبا بود
لقمه ای نان و پنیر
گرچه اندک اما
دلمان شاد ز یکرنگی خویش
مردمی با احساس
همگی سر خوش ، از باده مهر
دلشان مثل بلور
سرشان خالی از هر چه غرور
آه اما امروز
دلمان بس تنگ است
و محبت مرده ست
جای آن مهر و وفا
حیله و نیرنگ است
زندگی کمرنگ است
راست گفت آن شاعر :
"دل خوش سیری چند ؟"

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


به کعبه گفتم تو از خاکي منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بيا تا من بگردم

 

 


در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند


انسان برای این به دنیا می آید که به سر نوشت خود خیانت کند . چرا خداوند وظایف نا ممکن و آرزو های دشوار در سینه های ما می گذارد.

 


یک بچه همواره می تواند 3 چیز به یک آدم بزرگ بیاموزد شاد بودن بدون دلیل .دائم به کاری مشغول بودن و تقاضا کردن آنچچ با تمام وجود می خواهد

 

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه


 نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم

 بالاخره تموم مي شه


 نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم .


 
           
******


هميشه فکر کن توي يه دنياي شيشه اي زندگي مي کني


پس تا مي تواني به طرف کسي سنگ پرتاب نکن چون اولين چيزي که مي

 شکنه دنياي خودته .


           ******

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟


 چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما


 اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

 
 
           ******


ازساعت متنفرم از اين اختراع غريب بشر که


 مدام جاي خالي حضورت را به رخ دلتنگي هاي تنهاييم مي كشد

 

           ******


 تمام احساسم مال تــــوست، بهترين عطرهايم ار نفس تـــو ساخته مي 

شود .


 من براي لبخندت دلتـنگم و براي تمام حرفهايت...


هرگز از تـــــو خسته نشدم و هرگز جز براي تــــو زندگي نکردم

           ******
بهترين دوست اگه نيستي، لااقل بهترين دشمن باش، غمخوارم اگه

نيستي، لااقل بزرگترين غمم باش، هرچه هستي بهترين باش، چون بهترين

 ها هميشه در خاطر مي مانند، پس در خاطرات بدم بهترين باش

 

 

 

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


مهر تو بال براي پرواز به من هديه کرد و من را از قفس تنهايي ها نجات داد.

عشق تو قلب مرا به شوق اورد و اميد را در وسعت دلم پروراند.


نگاهت مرا به دور دست ها برد و از رويا هاي شيرين با هم بودن خبرداد

وجودت مرا به زندگي دلخوش کرد و غم را سوزاند.

 

                                                   

 

اين قدر نگو ناقوص هاي قلبت را به صدا در نياورم چون از اين رهايي


 نخواهم يافت .ناقوص ها را به صدا در مياورم چون ميخواهم همه


بدانند در قلب تو جای دارم. 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |



 

خدایا عشق چیزی نیست که در دل هر کس و ناکس مثل علف هرز سبز بشه

عشق مثل بوته گل سرخی است که تو خودت با دستای خودت تو باغچه دل هرکس که

 دوست داشته باشی میکاری

حالا که تو خودت بوته عشقو تو دلم کاشتی نذار این بوته بخشکه

بذار که این بوته کوچیک بزرگ شه

بذار که این بوته گل بده زیبا بشه و من زیباییش رو ببینم

نذار که این شاخه کوچیک عشق خیلی زود از بین بره

بذار که من لمسش کنم احساسش کنم  باورش کنم  درکش کنم

بذار که این بوته رشد کنه بزرگ شه ولی هیچ وقت پیر نشه از بین نره و نمیره

بذار همیشه جوون بمونه ....

asma love you

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


 

بی تو تنها گریه کردم توی شب ها بی ستاره

انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره

در غروب رفتن تو لحظه هایم را شکستم

زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم

پشت شیشه روز و شب دل به بارون می سپارم

من برای گریه هایم چشمه ها رو کم می ارم

انتظار با تو بودن منو از پا در می یاره

ترس از این دارم که بی تو تا ابد چشمام بباره

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


 

سلام به همه ی جوونای اهل فکر و اندیشه

 

فقط یه کم تفکر کنیم که چرا......

 

چرا ما جوونا اینقدر به فکر ظاهریم و........

 

واقعا ارزش ما به این لباس  هایی ست که می پوشیم ؟ !!!!!!!

 

اگرآدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی  *   چه میان نقش دیوار و نشان آدمیت

 

حیف دختر خانم ها و آقا پسرای ایرونی نیست  ............

 

حیف فرهنگ و تمدن ما نیست  ......

 

فقط میتونم یه جمله بگم و اون هم اینه که:

 

به مد پرستان بگویید :

 

                     آخرین مد کفن است .(منظور مد پرستی است نه شیک پوشی )

 

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


 

 

چهارشمع به آرامي مي سوختند و با هم گفتگو مي كردند

 

محيط به قدرتي آرام بود كه گفتگو شمع ها شنيده مي شد

 

اولين شمع مي گفت :

 

من دوستي هستم

 

اما هيچكس نمي تواند من را شعله ور نگه دارد

 

ناگزير خاموش خواهم شد

 

شمع دوم مي گفت:

 

من ايمان هستم

 

اما اغلب سست مي گردم وخيلي پايدار نيستم

 

در همين زمان نسيمي آرام وزيدن گرفت و او را خاموش كرد .

 

شمع سوم با اندوه شروع به صحبت كرد:

 

من عشق هستم::::::

 

ولي قدرت آن را دارم كه روشن بمانم .مردم مرا كنار مي گذارند و اهميت مرا

 

درك نمي كنند آنها حتي فراموش مي كنند كه به نزديكان خود عشق بورزند

 

ولي بي درنگ او نيز از سوختن باز ايستاد!!

 

در همين لحظه كودكي وارد اتاق شد،چشمش به شمع هاي خاموش افتاد 

 

وگفت : شما چرا نميسوزيد!

 

مگر قرار نبود تا انتها روشن بمانيد!!

 

و ناگهان به گريه افتاد

 

با گريه كودك شمع چهارم شروع به صحبت كرد و گفت:

 

نگران نباش  زماني كه شعله من روشن وشعله ور شودشمع هاي ديگر را 

 

روشن خواهم كرد:

 

من اميد هستم!!!!

 

كودك با چشم هايي كه از شادي مي درخشيد شمع اميد را در دست گرفت

 

 

دوستي ، ايمان وعشق را شعله ور ساخت!!!!!!

 

 

شمع اميد زندگي ام باش تا هرگز خاموش نگردم  و هميشه آكنده از

 

 دوستي، ايمان وعشق و دركنار هم باشيم!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


 

فرخنده میلاد با سعادت ساقی کوثر حضرت علی (ع) و روز پدر را بر تمام مسلمین جهان

تبریک و تهنیت عرض مینمایم

 

چگونه تو را وصف کنم

زبانم از بیان زحمات بی دریغت قاصر است

هیچ گاه نمی تونم رنج هایی را که کشیده ای

تا من همیشه رنگ آسایش و آرامش را ببینم جبران کنم

تنها کاری که ازم بر میاد اینه که بردستای خسته ات بوسه بزنم

و بگم که عاشقونه دوست دارم

پدر نازنینم تو و مامان عزیز فرشته هایی هستین

که خداوند از آسمون فرستاده تا در بالین شما رشد کنم

و همراه شما زندگی زیبایی رو تجربه کنم

چهار پرسش از امیر مومنان (ع)

مردی به حضور مبارک امیرالمومنین علی علیه السلام رسید عرض کرد یا امیرالمومنین چهار سوال دارم امام فرمودند بپرس گرچه چهل سوال باشد عرض کرد واجب چیست و واجبتر کدام است؟نزدیک چیست و نزدیکتر کدام است؟عجیب چیست و عجیبتر کدام است؟سخت چیست و سختر کدام است؟

فرمودند:واجب اطاعت از خدای متعال و انجام واجبات است واجبتر ترک گناهان و محرمات است نزدیک قیام قیامت و نزدیکتر مرگ است عجیب دنیا ( باتغییرات و دگرگونی هایی که در اوست ) عجیبتر علاقه و محبت به دنیا است سخت ساعت ورود در قبر است و سختر از ان دخول در قبر بدون زاد و توشه است.

زاد فرد ای خود امروز از اینجا بردار این نه راهیست که هر روز توان امد و رفت

 بر گرفته از کتاب  مجموعه الاخبار

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


امشب جمال یارم دل از همه ربوده

کعبه ز شوق رویش آغوش خود گشوده

خورشید عالم آرا سر زد ز بام کعبه

از یمن این ولایت شد زنده نام کعبه

خدایا

چه زیبا مردی آفریدی

مردی که با هزار کلمه نیز نمی توان وصف خوبی اش را کرد.

همانی که عصاره صداقت را در دریای چشمانش ریختی

همان دریایی که به من میگوید آرام است و طغیان نمیکند

همان دریایی که همچون اقیانوسی کبیر است و همچون رودخانه آرام

همان موجودی که اگر چه بهشت زیر پایش نیست

اما بی شک جایگاهش جز بهشت نیست .

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


 

محبت مثل یه سکه می مونه که اگه بی افته توی قلک قلب نمی شه درش آورد،اگر هم بخوای درش بیاری،باید بشکنیش.

 


هیچ وقت مغرور نشو!برگها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند.


 

دوست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد،دوست آن است که هر لحظه به یادت باشد.

 


یه شب یه ستاره از آسمون اومد کنار پنجره اتاقموگفت:"دنیا رو می خوای یا یه دوست خوب؟" گفتم:"هیچ کدوم!چونیه دوست خوب دارم که به تموم دنیا می ارزه!"

 


خنده تلخ آدم ها همیشه از روی دلخوشی نیست،گاهی شکستن دل یه نفر کمتر از آدم کشی نیست.

 


انسان بودن و انسان ماندن چه دشوار است،نمی دانم!تومی دانی چه زجری می کشد آنکه انسان است؟!

که انسان است؟!


 

قانون آخر نیوتن: سیب می افته فقط بخاطر تو ، چون تو تنها جاذبه زمینی!

 


"اشک" از لبخند باارزشتره.چون "تبخند" رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما "اشک" رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی!

 


تو یک رنگین کمان از همه رنگهایی هستی که من دوست دارم.

 


آدمها فقط در یک چیز مشترک هستند:متفاوت بودن!

 


بخاطر بیاور دیروز را ،به امید فردا باش ، ولی در امروز زندگی کن.

خوش باش که زنده ای،چون فرصت داری که عشق بورزی، کار کنی، بازی کنی و ستاره ها را از این پایین ببینی.




چشمهایم برای توست، بیاموز که روشن باشد، اندیشه ام از آن توست،بیاموز که پاک باشد و زندگی اممحتاج توست، بیاموز که خدایی باشد.

 


چرا در معادله راحت زندگی : با جمع خوبی ها ،کم کردن غصه ها،ضرب دوستی ها و تقسیم شادی ها،خیلی راحت به جواب نمی رسیم؟

 


زندگی در "رفتن" است، نه " به مقصد رسیدن"،چرا که مقصد" پایان زندگیست.

 


دیوانه کسی ست که از یک مسیر برود.

 


برخی از مردم،در یک جزیره خیالی به نام "روزی دست به کار خواهم شد" زندگی می کنند.

 


هر کسی که گفت:"برای تو مردم" دروغ می گوید،من راست می گویم که حرفم این است "برای تو زنده ام"

 


راه موفقیت همیشه در دست ساخت است.موفقیت پیش رفتن است،نه به نقطه پایان رسیدن!

 


 

انسان زاییده شرایط نیست ،بلکه خالق آن است.

 


ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند 

                                              مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

 


چند شاخه حس عاشقانه تقدیم تو می کنم تا بدانی که هنوز هم در بهاری ترین لحظه ها به تو می اندیشم.ای خالق احساسم!فال حافظ،سیب سرخ و...تقدیم به تو.

 


و آمدیم که عاشق شویم و در گذریم       

                                             که راه زندگی و مرگ آدمی،این بود

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


كد آهنگ

كد موسيقی

کد برداشتن تبلیغاj' ' Top java codes