تبليغاتX
شعرهای زیبا و خواندنی در دفتر خاطرات

شعرهای زیبا و خواندنی در دفتر خاطرات

 ديگه از همه بريدم ، حال قلبم زاره زاره‏
 آرزوهام و فروختم ، مسيرم سمت مزاره‏


 جاده غريب اشكام ، چراغ قرمز نداره‏
 دعا كن بميره چشمام ، تا ديگه هرگز نباره‏
 حلقه‏هاى انتظارم ، حالا از همه جدا شد
 به چه سختى عشقو كاشتم ، با يه باد اونم فدا شد
 گل اعتماد و له كرد ، دست هر كسى سپردم‏
 خواب كشتن منو ديد ، دل هر كي و كه بردم‏
 چى بگم وقتى يه رنگى ، واسه هيچكى آشنا نيست‏
 به گوش كسى نخورده ، بى وفايى رسم ما نيست !

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


یاحق

گولوم سنسن،باغيم سنسن،گلستانيم بهاريم سان

اگربيرقوش اولارسام من،خزانسيز لاله زاريم سن

منه مريم،منه عيسي،منه تورات،منه قرآن

سنين عشقينده صنعانم،منيم نازلي خوماريم سان

ديليم،آغزيم،سؤزوم سنسن،گلوم،قلبيم،گؤزوم سنسن

منيم جانيم،ئوزوم سنسن منيم صبروقراريم سان

منيم درديم،منيم چارم،هلال ابرو لي مه پارم

كدرسندن،سؤينج سندن،نشاطيم سان،غباريم سان

أورك هرنه ديلر،سنسن،يگانه بيرديلك سنسن

جوابيم سان،سئواليم سان،مقدس بيرشعاريم سان

گوجوم،آرخام،ياخين دوستوم،ياخيندان دا ياخين دوستوم

منه بيرمي دولي جام سان،ايلاهي عالي الهام سان

ائليم- طايفام،يئريم- يوردوم،شيربن دو غما دياريم سان

محبت سن،صداقت سن،ملاحت سن،سعادت سن

خزينم،ثروتيم،واريم،منم سن هرنه وارين سان

دوشنجم،آرزيم،اميديم،خياليم ان بؤيوك فيكريم

منيم سرريم،منيم گزلين نهانيم،آشكاريم سان

منيم عالي مقاميم سان،منيم عالي مراميم سام

                    ((الله امانندا ساق ياشياسيز))


نوشته شده ساعت توسط مینا| |


اکنون که قلبم شوق دیدار تو را دارد و حس زیبایی به نام "پرواز به سوی تو" در من جاریست،

 

می خواهم که لحظه لحظه ی زندگیم بوی تو را داشته باشد.

 

دوست دارم تا محنت های این دنیای تاریک را پشت سر بگذارم و به سویت پرواز کنم،

 

به سوی تو که آرام بخش قلب ناآرام و تنهای منی...

 

"ستاره همیشه عاشق تو"

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


http://dolateslami.persiangig.ir/pasokhguyi/1.jpg

جواب مهندس چیز به رییسش هاشمی ، بعد از مناظره :

چیز بود هول کردم ، چیز بود احمدی نژاد خیلی دستش پر بود ، اکبر شاه دیدی چیز کرد ؟ پرونده هامون رو کرد؟

آخرشو بگم ، من یکی چیز آوردم ، یعنی چیز میگن ، یا به قول معروف کم آوردم!!


در هم شکسته شد هرم غول مافیا

لب چون گشود رهرویی از خط انبیاء

پیروز این مناظره شده احمدی نژاد

یابن الحسن (عج) به جشن ستم سوزمان بیا


مناجات موسوی بعد از مناظره :

دل میرود زدستم صاحب دلان خدا را // اکبر بیا که محمود بیچاره کرد ما را


خبر فوری : کلنگ اتوبان شهید محمود احمدی نژاد ، توسط هاشمی رفسنجانی زده شد!!


دمی که گوهر حق از لب عزیز افتاد

ز گفته اش به دل میر رسته خیز افتاد

ببین کلان فصیحش چقدر غوغا کرد

که موسوی ز خجالت به چیز چیز افتاد


ای شیر ، شکوه غرشت را دیدند
آنان که به عزت تو می خندیدند
دیشب همگی به پای روشنگریت
جز " چیز " جواب دیگری نشنیدند

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


زندگی تکرار تفکر در حلقه حیات است .

زندگی معمای وجود در تفکر بشر است.

زندگی آزمایشگاه صبر برای موجود کم طاقت است

و اما ؟؟؟

زندگی لطف اجباری اما شیرین خداوند است.

زندگی خالی است آن را پر کن.

زندگی یک مشکل است با آن روبرو شو.

زندگی یک معادله است موازنه کن.

زندگی یک معما است آن را حل کن.

زندگی یک تجربه است آن را مرور کن.

زندگی یک مبارزه است قبول کن.

زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن.

زندگی یک سوال است آن را جواب بده.

زندگی یک موفقیت است لذت ببر.

زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو.

زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن.

زندگی دعا است آن را مرتب بخوان.

زندگی درد است آن را تحمل کن.

زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با آن روبرو بشی .

خلاصه اينکه در هر صورتی که هستی زندگی کن زندگيِ نيک

نوشته شده ساعت توسط مینا| |



چهارشمع به آرامي مي سوختند و با هم گفتگو مي كردند

 محيط به قدرتي آرام بود كه گفتگو شمع ها شنيده مي شد

 اولين شمع مي گفت :

من دوستي هستم

 اما هيچكس نمي تواند من را شعله ور نگه دارد

 ناگزير خاموش خواهم شد

 شمع دوم مي گفت:

 من ايمان هستم

 اما اغلب سست مي گردم وخيلي پايدار نيستم

 در همين زمان نسيمي آرام وزيدن گرفت و او را خاموش كرد .

 شمع سوم با اندوه شروع به صحبت كرد:

 من عشق هستم::::::

 ولي قدرت آن را دارم كه روشن بمانم .مردم مرا كنار مي گذارند و اهميت مرا

 درك نمي كنند آنها حتي فراموش مي كنند كه به نزديكان خود عشق بورزند

 ولي بي درنگ او نيز از سوختن باز ايستاد!!

 در همين لحظه كودكي وارد اتاق شد،چشمش به شمع هاي خاموش افتاد 

 وگفت : شما چرا نميسوزيد!

 مگر قرار نبود تا انتها روشن بمانيد!!

 و ناگهان به گريه افتاد

 با گريه كودك شمع چهارم شروع به صحبت كرد و گفت:

 نگران نباش  زماني كه شعله من روشن وشعله ور شودشمع هاي ديگر را 

 روشن خواهم كرد:

 من اميد هستم!!!!

 كودك با چشم هايي كه از شادي مي درخشيد شمع اميد را در دست گرفت

  دوستي ، ايمان وعشق را شعله ور ساخت!!!!!!

  شمع اميد زندگي ام باش تا هرگز خاموش نگردم  و هميشه آكنده از

  دوستي، ايمان وعشق و دركنار هم باشيم!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نوشته شده ساعت توسط مینا| |


كد آهنگ

كد موسيقی

کد برداشتن تبلیغاj' ' Top java codes